الشيخ أبو الفتوح الرازي
150
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
اصبغ بن نباته روايت كرد از امير المؤمنين - عليه السّلام - كه او گفت : و اللَّه ( 1 ) ما عبد ابي و لا جدّي عبد المطَّلب و لا هاشم و لا عبد مناف صنما قط ، به خداى كه پدرم و جدّم و هاشم و عبد مناف هرگز بت نپرستيدند . گفتند : چه پرستيدندى ؟ گفت : خداى را پرستيدندى ، و در نماز روى به كعبه كردندى متمسّك به دين ابراهيم - عليه السّلام . و صادق - عليه السّلام - روايت كرد از پدرانش از امير المؤمنين - عليه السّلام - كه : او روزى در رحبه نشسته بود و قومى پيرامن او نشسته ، يكى بر پاى خاست و گفت : يا امير المؤمنين ! انت بالمكان الَّذي انت به و ابوك يعذّب بالنّار ، تو به اين پايه كه تويى و پدرت را در دوزخ عذاب كنند ! امير المؤمنين گفت : مه فضّ اللَّه فاك ، خاموش باد كه خداى دهنت بشكناد ، و الَّذي بعث محمّدا بالحقّ بشيرا لو تشفّع ( 2 ) ابي في كلّ مذنب على وجه الارض لشفّعه اللَّه فيهم ابي ( 3 ) يعذّب بالنّار و ابنه قسيم بين النّار و الجنّة ، بدان خداى كه محمّد را به راستگرى ( 4 ) بفرستاد كه اگر پدرم شفاعت كند در جملهء گناهكاران كه بر روى زميناند خداى شفاعت او قبول كند . آنگه گفت : به آن خداى كه محمّد را بحقّ به خلقان فرستاد كه نور پدرم روز قيامت نور همه خلقان را بنشاند ، جز نور محمّد و نور من و نور فاطمه و نور حسن و حسين ، چه نور او از نور ماست ، و نور ما از يك نور است كه خداى تعالى آفريد پيش از خلق آدم به دو هزار سال . و از ( 5 ) رضا - عليه السّلام - روايت كردند از پدرانش به چند طريق كه : نقش ( 6 ) انگشترى ابو طالب اين بود ( 7 ) : رضيت باللَّه ربّا و بابن اخي محمّد نبيّا ، و با بني علىّ له وصيّا . و اخبار در اين معنى بسيار است ، و از جملهء دلايل ايمان ابو طالب خطبهء اوست كه در تزويج خديجه خواند چون عقد رسول بست با او ( 8 ) به اتّفاق مخالف و موافق ( 9 ) : الحمد للَّه الَّذي جعلنا من زرع ابراهيم و من ذرّيّة اسمعيل و جعل لنا بيتا محجوجا
--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها : لا و اللَّه . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها : يشفع ، كا : شفّع . ( 3 ) . آج ، لب ، آل : الى ، چاپ شعرانى ( 8 / 471 ) : أنّي . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها : براستى : ( 5 ) . مش حضرت امام . ( 6 ) . كا نگين . ( 8 - 7 ) . همهء نسخه بدلها بجز كا : ندارد . ( 9 ) . همهء نسخه بدلها : مؤالف .